تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

در کوی ما شکسته دلی میخرندو... بس

در کوی ما شکسته دلی میخرندو... بس

شعر چشمها را باید اموخت

 

 

شهرعاطفه

یک شهر ِ پر از عاطفه درد است کسی نیست

آغوش دودستان توسرد است کسی نیست؟

***

تلخ است که آن خاطره ها خاطرم آورد

جز بودن من خاطره زرد است کسی نیست

***

درشهر شبت کوچه هراسان امید است

باهر وزشی،چرخش گرد است، کسی نیست!

***

این آخر راه است که یک آینه پیداست

تصویر تو در آینه فرد است کسی نیست

***

انگار کسی نیست که از غصه نترسد

این غصه چرا حسرت مرد است کسی نیست

***

دنبال کسی باش که عاشق شده باشد

هرچند که عاشق شده طرد است کسی نیست

***

من قصه ایی جزآدم و حوا نشنیدم

یک شهر ِ پراز عاطفه درد است کسی نیست

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 8:40 توسط عیسی

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 20:6 توسط علی |


زمستون ، تن عريون باغچه چون بيابون
درختا ،
با پاهاي برهنه زير بارون

نميدوني تو كه عاشق نبودي
چه سخته مرگ گل براي گلدون
گل و گلدون چه شب ها ، نشستن بي بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه

چه تلخه ، چه تلخه ، بايد تنها بمونه قلب گلدون
مثل من ، كه بي تو ، نشستم زير بارون زمستون

زمستون ، براي تو قشنگه پشت شيشه
بهاره ، زمستون ها براي تو هميشه
تو مثل من زمستوني نداري
كه باشه لحظه چشم انتظاري

گلدون خالی ندیدی ، نشسته زیر بارون
گلای كاغذی داری تو گلدون
تو عاشق ، نبودی ، ببينی تلخ روزای جدایی
چه سخته ، چه سخته ، بشينم بي تو با چشمای گريون

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 20:0 توسط علی |